اینارو من ننوشتم

بدت میاد؟ خودت هم همون میشی
نویسنده : jay thunder - ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧
 

از هر چی که بدت بیاد آخرش یه چیزی میشی تو همون مایه ها بلکم بدتر. دلیلش ساده ست و شرح و بسط هم نداره و تا جایی که من دیدم استثناهاش کمن. فکر کن با یکی طرفی که خیلی زودرنجه خودت آدمی هستی که کارد میره تو استخونت و از اون طرف درمیادولی بازم صدات درنمیاد. بر خلاف فیلما و کتابا مماشات من وشما اونو درستش نمیکنه و بعد از یه مدت خصومت با اون خصلت تبدیل میشه به خصومت شخصی و این خصومت شخصی خودشو تو همون مسیری که از نظر شما کجخلقی دوستتون بوده نشون میده منتها یک درجه بالاتر. چون یکی از ویژگی های خصومت های شخصی اینه که کلن کار بالا میگیره و آدما دچار سلف اگزجریشن میشن! حالا اگه تماستون با اون نفر زیاد باشه قشنگ این قضیه براتون نهادینه میشه و دیگه دررو هم نداره. اون آدم ممکنه گم و گور شه و هیچوقت نبینینش ولی نتیجه  اون حسن نیتتون اونی نمیشه که از اول انتظارشو داشتین. حالا اگه یکی اصلا از اول این حسن نیت رو نداشت ممکن بود کاملا به خلق رفیقش بی اعتنا باشه و ککش هم نگزه چون از اول برای خودش معلوم کرده که آقا: ایتز نان آو مای بیزنس!

معمولا این قضیه کاملا نامحسوسه و طرف فکر میکنه هنوز همون آدم قبلیه و فقط داره به صورت استثنا این آدم بی بند و بار و فلان فلان شده رو  تنبیه میکنه اما تشخیص تغییر خصلت ها و شخصیت این آدم فقط برای یه نفر سوم ممکنه.

پ.ن: شیش ترم خوابگاه باعث شده نمونه های زیادی ازین چیزا دم دستم برای گفتن داشته باشم.توی پدرخوانده هم همین طوری بود مایکل به کِی گفت دَتس مای فَملی نات می! و آخرش وقتی زدن باباشو ترور کردن ناخواسته وارد بازی ای شد که فکرش رو هم نمیکرد و شد پدرخوانده بعدی