اینارو من ننوشتم

بخشی از سوگند همراه
نویسنده : jay thunder - ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱۳
 

از روی مروت و دادگری به روان راستی سوگند یاد میکنم....

....به فرمان ازلی: مویه و زاری را ننگ دارم، تملق نمی‌گویم، فریاد ننگ آمیزفریب خوردگان را نمی ‌شنوم، حق ناشناسان و پیمان شکنان را پاد افره سخت میدهم، از دروغ و ناسپاسی و نیرنگ بیزارم، خواب آلودگی را گناه می‌شناسم،. بدون تلاش و نبرد جاودانه‌ی حق هیچگونه درخواستی ازخدا ندارم، می‌جویم تا زندگانی یابم، بیدارم، هشیارم، خسته نمی‌شوم، می‌کوشم تا همچون فرهنگ درخشان و دیرینه خود، روان مردم گیتی را به نیروی راستی و منش پاک توانا سازم تا آشتی پدید آورم. دروغ را زشت‌ ترین گناه می‌دانم، هیچ نشانه‌ ای به خود کم ‌بینی وکهتری نمی ‌بینم، از روی فرین‌ پی پشتیبان جاوید نبرد نیکی با بدی هستم، فراموش نمی‌کنم، خود فریبی را آفریدگار دروغ و دروغ را آئینه سرتاپا نمای ناپاکی میدانم، دلهره ندارم، هرنکته که از دیدگاه و آماج اندیشه‌ها گذشت به دل میسپارم و با سروش نهان خود کنکاش می‌کنم، خودپسندی را کنار می‌ نهم، ....

دوگانه نیستم، آشنا به فلسفه کار و کوششم، راست می‌ گویم ولو بیم جان باشد، دروغ نمی ‌گویم ولو امید نان باشد، ....

از پرتگا ه تعصبهای بی پایه گریزان با آرمان انسانیت سربلند و پرشکوه زندگانی می ‌کنم و غرورآمیز زندگی را بدرود می‌ گویم. به هر واژه که از زبان جاری گشت ارج می ‌نهم. جان و روانم را از بندها ی جانوری رسته و سر در کمند اندیشه می ‌نهم. ازبلای خانمانسوز پدیده‌های رشک مانند : خودخواهی، چشم هم ‌چشمی، ناتوانی، نابخردی، دشمنی و از هرگونه کاستی در فروزه‌های نیک دوری می ‌جویم. در میدان ربایش خواستها در تلاش و کوششم. پوشاک ساده می ‌پوشم. تندرستی را در جان و روان می ‌جویم....

آزادی و آزادگی را به جان می ‌خرم. غم نامه‌های شوم و تبعیض از هرگونه را با آرمانهای بی‌ مایه به سوی عدم می ‌فرستم. سر آن کس که خاکمال گدائی شد لگدکوب می‌ کنم. در پیکار زندگی روئین تنم. گنهکاران گذشته را نفرین می‌کنم. ناهماهنگی گفتار با اندیشه را ریشه مردم فریبی و آبشخور ناپاکی میدانم. پایداری و وفاداری در دوستی را فروزه‌های بایسته میدانم....

سپاس تو را ای پیرسخن، آهنگ جاوید پیروزی را سرود کن ... در اندیشه‌ام.

استاد مصطفی دهقانیان