اینارو من ننوشتم

سنتز حواس !
نویسنده : jay thunder - ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٧
 



1)      12 تا یک بعد از نصفه شب اواخر آذر، سرمای سگی (10-15 درجه زیر صفر)، استراحتگاه بین راهی توی ناکجاآباد ، چسبیدن  به موتور اتوبوسی که در جا میزنه برای گرم شدن ، گاز زدن به کتلت مامان پز  و outlaw thorn از metallica توی گوش ، انتظار برای باز شدن در اتوبوس و نگاه کردن مسافرایی که پشت پنجره استراحتگاه وایسادن، از سرما میلرزن و خودشونو با بخاری گازوئیلی گرم میکنن و..... افتخار به کاپشنت که هیچ وقت و هیچ جایی ناامیدت نکرده !

 

2)      هوای خنک اول بهار(5 تا ده درجه)، آستین کوتاه ، ششصد دستگاه ، مزه باواریا کارکاده زیر زبون ، where eagles dare از  iron maiden توی گوش ، نشستن روی نیمکت یخزده ی جلوی محوطه بازی بچه ها و دودل شدن سر اینکه بقیه آهنگو گوش بدی یا جیغ و داد بچه ها رو !

3)       اوایل دی ، باز هم سرمای سگی ،( 10-15 درجه زیر صفر)، برگشتن از پناهگاه کولکچال، گرگ و میش بعد از غروب خورشید و قبل از تاریکی کامل، برف زیر پا ، منظره کوه پوشیده از برف جلو چشمت ،دیدن منظره ماه کامل به فاصله 2-3 درجه از تیغه کوه و از پشت شاخه های خشک درختای اقاقیا و گوش دادن به watching the boats with my dad  از buckethead

4)      جمعه اواخر اسفند، ساعت 10-11 شب ، هوای استثنائیه یه بهار زودرس ،شهر خالی و همه جا خلوت ، خوابیدن روی چمنهای پارک و نگاه کردن به ماه کامل از پشت بید مجنون ، بستنی فالوده ای زیر زبون و "یه شب مهتاب" ِ فرهاد توی گوش ..................... یه شب مهتاب ، ماه میاد تو خواب ، منو می بره ..