اینارو من ننوشتم

باز هم ششصد دستگاه
نویسنده : jay thunder - ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢۸
 

می دونستم برگای درختاش همه ریختن.منظره فوق العاده ایه.کلا حس خوبی دارهاینکه وسط سرما روی یه نیمکت آهنی یخ بشینی ،و وقتی گوشات از سرما یخ زدن و آب دماغت راه افتاده، مجتمع های آپارتمانی رو از پشت یک خروار از شاخه های بدون برگ چنار نگاه کنی و بی خیال از اینکه چی قراره بنویسی، هرچی به کلت میرسه رو کاغذ بیاری. واقعا حس خوبیه. باید امتحانش کنی، مخصوصا اون تیکه که گوشات از سرما یخ زدن و آب دماغت آویزونه. راستش دلم میخواست یه چیز جدی در مورد انتخابات و یه سری مسائل مرتبطش . بدون شوخی

همین جا تصمیم میگیرم هیچ وقت تایپش نکنم .همینجا مطلبو پاره میکنم. به همین راحتی