اینارو من ننوشتم

فوتوگالری
نویسنده : jay thunder - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٩
 

منبع:دویانت آرت

1-صادق زیباکلام اصلا به دلم نمینشیند. شخصیت عجیبی دارد. "ما چگونه ماشدیم" و "هاشمی بدون روتوش" او را خوانده ام. اولی که بی برو برگرد رساله ی تجمیع کار کاتوزیان و سایرین است و دیگری هم مصاحبه ای پاچه ورمالانه. منظاره ی عجیب و غریب و جنجال برانگیز اخیرش نشان داد- و البته باید تا حالا خودش میفهمید- که مرد عرصه ی رسانه های زنده نیست و  با همه ی این احوالات همان یک گوشه بنشیند و قلم بزند و روتوش به هم بریزد برایش بهتر است به شرطی که در فحوی فتوا ندهد که سر به زیر آب کنید به شرطی که به صرفه باشد! از بین سایر اعاظم هم حضرت آیت الله ل. اصرار داشتند که خبر مرگ یک نفر به دنبال بازجویی هایی که انگار پیش از تفهیم اتهام هم بوده اند، چیزی نیست که کسی بخواهد "وقیحانه" به انتشار خبر آن بپردازد و به روال مرسوم "در این شرایط خاص آب به آسیاب دشمن" بریزد. وا عجبا و خدا عاقبت ما را به خیر نکند که میبینیم و میشنویم و صدایمان در نمی آید.

2- جملاتی جهانشمول، مکانشمول و زمانشمول: "جهان بطلمیوس جنبه ی ناخوشایندی دارد. این جهان کار مردیست قشری که حوصله اش زیاد و لکن قوه ی ابتکارش کم است و با سرسختی کره ای به کره ی دیگر می افزاید ..." خوابگردها-آرتور کوستلر. جای قسمت های بولد شده به ترتیب نام ایدئولوگ موردنظر و هنر او را به دلخواه جایگزین کنید.

3- بنده ی خدایی را میشناختم که حافظ قرآن بود و اهن و تلپی بین مذهبی ها داشت و از قضای روزگار بسیار تحت تاثیر بازی هنرمند ارزشی، دارین حمزه در فیلم کتاب قانون بود. امیدوارم خبر هنرنماییهای تازه رو شده ی ایشان به گوشش نرسد که بعید نیست دین و دنیایش را جفت با هم از دست بدهد. به گمانم اثر سترگی که کتاب قانون و حضور دارین حمزه در بلاد داخله بر ذهن مریض برخی هموطنان گذاشت، حوالت حافظه ی تاریخی کمرنگشان به زیبارویان قرناطه و قرطبه* و سایر اراضی از کف رفته ی اندلس بود. باشد که ح.ش.ر.ی ها دست از "شیءالموجود بین ارجلهم" بردارند، به خود بیایند، به داشته ها قناعت کنند و حورالعین ها را به سرای باقی واگذارند. آمین

*به ترتیب گرانادا و کوردوبا

سرباز پیاده نظام کوهستان آلمان(Gebirgsjäger)-منبع: آرشیو دولت فدرال آلمان