چرا کم کتاب میخوانیم؟ شاید....

استاد داریوش آشوری

بگذارید از پرویز داریوش شروع کنم. سمبل یک مترجم پرکار که عمده‌ی کارهایش ترجمه هایی بی رمق از فاخرترین آثار ادبی دو قرن گذشته است و کمتر کسی است که حین استفاده از دسترنج ایشان فحشی نثار روح پرفتوحش نکند. اولین ترجمه ای که از ایشان خواندم خشم و هیاهو فالکنر بود که حین خواندنش بارها مجبور شدم بایستم و جای ارکان جملات را عوض کنم تا بتوانم به زور معنایی تزریقشان کنم و تازه بعد از آن چسباندن آن جمله در بافت موجود و  استنباط معنایی از جمیع جملات خودش مکافات تازه ای بود. دومین کتابی که از ایشان خواندم موبی دیک هرمان ملویل بود که با تمام کردن آن عهد کردم دیگر دست به کتابی که پرویز داریوش ترجمه کرده باشد نزنم. این را هم بگویم که متاسفانه امثال آقای پرویز داریوش کم هم نیستند.

و تازه این اوضاع ادبیات داستانی است که خواندن آنها به مراتب ساده تر از کتب اجتماعی، فلسفی، اقتصادی، اقتصاد سیاسی، روانشناسی و ... است. چون مثلا درک تنها درصدی از مطالب برگردانده شده هم میتواند از این جهت کافی باشد که درکی کلی از ترجمه به دست میدهد و تامل عمیق تنها منحصر به جملات کلیدی میشود که آن هم در قیاس با حجم کل متن درصد قابل ملاحظه ای نمیشود. اما اگر همین مترجمان بی ذوق مثلا سراغ متون فلسفی بروند حاصل کارشان افتضاحی جبران ناشدنیست و برخورد خوانندگان کم تجربه که عمق تاثیر ترجمه بر کیفیت یک متن را دست کم میگیرند شاید بیزاری از مقوله ی مورد بحث، و در برخوردی رادیکال تر بیزاری از کتابخوانی به صورت عام باشد. حسن ناگفته ولی پیدای کتب تالیفی بر ترجمه هم مشخصا این است که نگارنده مطلب را به زور بر کاغد نمینشاند و بدون شک فکری خلاق دست اندرکار چینش لغات و انتقال آنها به روی کاغذ بوده است و البته به همین نسبت هم فهم نوشته ها برای خوانندگان آسانتر خواهد بود. رسیدن کتاب های محمد قائد، محمود سریع القلم، همایون کاتوزیان (که البته کتاب های ایشان هم از زیر دست مترجمان به ما رسیده اند)، رضا امیرخانی -و سایر مولفین وطنی که حرف مفت نمیزنند- به چاپهای پنج و شش و بالاتر، شاهد همین است که حرف حساب بی خریدار نمی ماند. اما در بازار نشر، غلبه ی کمی کتب ترجمه بر کتب تالیفی از حیث عنوان نشان میدهد که کتاب خواندن علی رغم آنچه که به نظر میرسد چندان هم با استریوتایپ لم دادن و ورق زدن همخوانی ندارد و بیشتر به مجازات و اعمال شاقه میماند.

روش انتخاب کتاب های ترجمه در ایران میتواند به روش انتخاب مترجمین تبدیل شود؛ یعنی ما خوانندگان به جای اینکه در کتابفروشی با دیدن یک کتاب مرعوب نام نویسنده و عنوانش شویم، اول از همه سراغ مترجم کتاب را بگیریم. و پیشنهاد من برای خوانندگان: انتخاب کتاب از بین آثار ترجمه شده توسط مترجمین کارآزموده و گزیده کاری مثل عزت الله فولادوند، داریوش آشوری، مرادفرهادپور، نجف دریابندری و ... و اعتماد به آنها، میتواند راهی بهینه برای گریز از آسیبهای روحی-روانی حاصل از سروکله زدن با جملات پیچ درپیچ و بیقاعده‌ی میرزابنویسهای تازه مترجم شده باشد.

/ 0 نظر / 34 بازدید